+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان ۱۳۹۲ ساعت 13:50 توسط م
|
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان ۱۳۹۲ ساعت 13:48 توسط م
|
آیاازخشکی پوست رنج می برید؟خجالت نمی کشید ؟اینم شد درد؟
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان ۱۳۹۲ ساعت 13:46 توسط م
|
رفتم اداره پست با یک جعبه بزرگ گذاشتم رو ترازو کارمنده اومده میگه میخوای پست کنی ؟منم گفتم پ ن پ میخوام ببینم اگر اضافه وزن داره شبا بهش شام ندم!!!!@#$%^&
هیچی دیگه از اداره پست انداختنمم بیرون.
هیچی دیگه از اداره پست انداختنمم بیرون.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۲ ساعت 22:44 توسط م
|
یه سوال وقتی مامان شما بهتون زنگ میزنه در حالی که تو جمع رفیقاتون هستید مثل مامن من میپرسه تو با کی رفتی باغ وحش یا فقط رفیقا ی من اینطورین؟
نامردا از صدای ماهی هم دریغ نمیکنن
نامردا از صدای ماهی هم دریغ نمیکنن
لایک = یارا سخن از زبان ما میگویی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۲ ساعت 22:43 توسط م
|
رفتم مطب دکتر با شال به دور دهن و گردنم.منشی بهم گفت:مریضی؟!!! پــــَ نه پـــــَ من عضو گروه لاک پشت های نینجام!اومدم ببینم اینحجا خطری شما رو تهدید نمی کنه!
پ.ن: دکتره از همکارام بود. خواستین معرفی کنم؟! :دی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۲ ساعت 22:41 توسط م
|
بخشی از سخنرانی پدرم برای تشویق بنده به اشتغال :
پسرم ! دوره زمونه عوض شده ؛
تو باید دستت تو جیب خودت باشه ؛
اصلا هم نترس ...
انقدر بی شعورتر از تو هستن که الآن سرکار می رن ..!
پسرم ! دوره زمونه عوض شده ؛
تو باید دستت تو جیب خودت باشه ؛
اصلا هم نترس ...
انقدر بی شعورتر از تو هستن که الآن سرکار می رن ..!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۲ ساعت 22:38 توسط م
|
از طرف یکی:
اعتراف میکنم ی بار دوران دانشجویی از بس هر روز سوارتاکسی میشدم بدنم عادت کرده بود! بعد ی روز بابام اومده بود دنبالم، وقتی رسیدیم ب همون جایی که همیشه از تاکسی پیدا میشدم سیصد تومن دادم ب بابام گفتم ممنون آقا هرجا بتونید پیاده میشم!
***
خوش به حالش .والا ما با اتوبوس میریم. بابامون هم یه روز هم دنبالمون نمیاد
هیییییییییییییییی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۲ ساعت 22:35 توسط م
|
تا حالا دقت کرديد يه کاغذي که براتون خيلي مهمه تا نخوره .همه ي جهان هستي براي تا کردنش تلاش ميکنه؟؟
لایک = واقعا چرااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۲ ساعت 22:32 توسط م
|
خونه وقتی مامان نیست مثل کامپیوتریه که به اینترنت وصل نیست
قبول دارین ایا؟
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۲ ساعت 22:28 توسط م
|
دقت کردین وقتی که خوشحالیم بالاخره یه چیزی یا یه کسی پیدا میشه که سریع گند بزنه به خوشحالیمون!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۲ ساعت 22:26 توسط م
|
بسم الله الرحمن الرحیم